اختا
اسرارجهان چنان که در دفتر ماست گفتن نتوان که ان وبال سرماست
دخترک تکه هایش بر زمین ریخت
نرگسیهای صورتش هنوز می خندیدند...
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۶ ساعت 11:24 توسط مهدیه |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اسفند ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
آرشیو موضوعی
اعظم تنهایی من
ایمان شفیعا
پیوندها
استاد نبوی
harfe -ma
damdora
ورود آقايان اكيدا ممنوع
زلما بلوچ (ساده دل )
ايرج
علی کوچیکه(داداشی)
علم وفلسفه
ابزورد
نمايش
گروه تئاتر 000
فيزيك ونجوم
استاد پودينه
آرتو
خواجه پور
جواد سجادپور
دايره افسون
نمايشنامه(امير رستگار)
رياضيات
آهنگ بلوچ
عذرا مجيبي
زبانشناسي
كتيبه حوا
اصغر معصومي
اسبم را براي خدا ميبرم
فرادرماني(محمد)
چل كلاغ
هنر موسيقي
مي خوانمت
سينما
پژواك
صالح (آخرين ترفندها)
ناگفته ها (محسن)
لينكستان ادبيات و موسيقي
فرياد
گوگوشيما
هميشه غمگين
بهداد
ايرانباستان
تابو شكن
شام مهتاب
آخرين سامورائي
هنرهاي تزئيني رويا(بلوچستان)
وانيا (نفس بلوچ)
مشاوره روانشناسي
///آزاديخواهان منطق گرا\\\
.....كارو.....
يك فنجان شعر (بهار)
BLOGFA.COM