بنگر اين شهر را و ببين
كه فرتوت است
به ياد آر كه روزگاري چگونه محبوب بود
اكنون با چشم درون در آن منگر
به سردي بنگر و بگو
كه فرتوت است .
با من به جورجيا بيا
تا شهري نو در آن بنا كنيم
و زماني كه اين شهر نيز به سر آيد
ما در آن جا نخواهيم ماند
بنگر اين زن را و ببين
كه سخت سرد است
به ياد آر كه روزگاري چه زيبا بود
اكنون با چشم درون در آن منگر
به سردي بنگر و بگو
كه چه پير است !
با من به جورجيا بيا
بگذار در آنجا
در پي زنان خوبروي باشيم
و زماني كه آنان
نيز پير شوند
ما در آنجا نخواهيم ماند
..
..
بنگر انديشه هايت را و ببين
كه كهنه اند
به ياد آر كه روز گاري چه نو بودند
اكنون با چشم درون در آن منگر
به سردي بنگر و بگو
كه كهنه اند
با من به جورجيا بيا
در آنجا خواهي ديد
بسياري انديشه هاي نو را
و زماني كه اين انديشه ها
نيز كهنه شوند
ما در آنجا نخواهيم ماند
برتولت برشت
