دوشنبه هفدهم دی 1386
هيچكس به گريه هايش هديه اي تقديم نكرد
"شبا توي سياهي
ماه در مياد / چه ماهي "
خاك بر سرت
باز امشب
چراغت كور است
مرد بياباني ات
در سينه كدام زن
بيارامد؟
خاك بر سر حرامزاده ات !
از دامن زن مرد به معراج مي رود
بلرز !
بترس !
فرياد كن !
خفگي هايت را...
خانه ام مرد
خواهرم رفت
چراغم سوخت
آتشم بلعيد
پسركم ناليد
گوزنم رميد
باز تو مي گريي
باز ايستاده اي و
در آغوش حراميها
وزن و ريتم و
قافيه مي سرايي
....
نوشته شده توسط مهدیه در ساعت 0:59 | لینک
|

